شيخ حسين انصاريان

211

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

خلاصه در برابر هر گناهى پس از توبهء از آن ، عبادتى كه ضد آن است بجا آورد ، چنان كه طبيعت جسمانى مرض‌ها را به ضدش معالجه مىكنند . چه خوب است انسان به آثار و عواقب گناه توجّه كند ، يا گناهكار را توجّه دهند ، و بيدار شود يا بيدارش كنند كه گناه در برابر چه وجود مقدسى انجام گرفته و رو در روئى با كه بوده است . انسان جواب مشت را با مشت ، و درفش را با درفش ، و درشتى را با درشتى ، و تندى را با تندى مىدهد ، بايد از او پرسيد : خداوند با تو چه كرده كه با او رو در رويى ؟ آيا احسان و رحمت و لطف و محبّت و مرحمت و نعمت و عنايت و رزق و هزاران واقعيّت ديگر را كه از جانب او به انسان رسيده ، با گناه و معصيت بايد جواب داد ؟ ! اين توجّه درون آدمى را به ندامت مىكشد و اين ندامت رو در رويى را تبديل به روبه‌روئى مىكند . اين روبه‌روئى خواسته‌هاى حق را جايگزين خواسته‌هاى غلط نفس و هواها و شهوات مىكند ، و اين جايگزينى رنگ شيطانى و دوزخى را از درون گرفته بجايش رنگ الهى را مىزند . در اين وقت است كه حال انابه و دعا دست مىدهد ، حالى همراه با نالهء جانسوز و خشوع و خضوع ، و آدمى را به جايى مىرساند كه خود را از همه گناهكارتر مىبيند و خود و عبادتش را به حساب نمىآورد ، در اين نقطهء عالى و اوج عرفانى است كه انسان را با گران‌ترين قيمت به حساب مىآورند . سخن عشق نه حد من و توست * عشق گويد سخن عشق درست خانه از غير اگر پردازى * ساز و برگى پى مهمان سازى آب و جارو زنى اين ايوان را * تخت عزّت بنهى سلطان را راست سازى ز حجاز و ز عراق * پردهء شور و نواى عشّاق با خودى كافر مطلق باشى * بيخودى دستخوش حق باشى